هوای حوصله ابریست...
قبل نوشت:این روزها کمتر شعر می شوم...
از حرفهای تو
غرق همین دریایی می شوم
که در شمالی ترین
نقطه اش
تمام می شویم
ما...
و شعر
غرق اشکهایی
که کودکیم را
برایت می سراید
ای کاش
به دریا می زدیم
تا...
پ.ن:
حرفی نیست.فقط می خواستم کمی به یاد بیاوریم...
دیوانگی به وقت پاییز...
عنوان ندارد
بوسه باشد برای وقتی دیگر...
پاییز
با این نگاه فرار کرد.
-------------------------------------------
پ.ن:حالا که رفته ای
سراغ کلمات نمی روم
خسته و بی حوصله اند
ترانه نمی خوانند
شعر نمی شوند (محمد رضا عبدالملکیان)
...

