برای بی برفی

  ...
ردپای تورادربرف دوست دارم
تونیستی
قدمهایم پادرراه تومی گذارند
ومن تاهرجاکه می خواهم
می آیم وآوازمی خوانم
صدایم سوزخوبی دارد
قدم های توانگار
پی چیزی دست نیافتی می رود
مثل خدا...
نگران من نباش
تاهرجای دنیاکه می خواهی برو
من هم می آیم وباقدمهایت
دیدارراتازه می کنم
می دانم دیگربرفی نمی بارد...
................................................................
پ.ن:
ای پرنده مهاجر
سفرت سلامت اما
به کجامی ری عزیزم
قفسه تموم دنیا
روی شاخه های دوری
چه خوشی داره صبوری
وقتی خورشیدی نباشه
تاهمیشه سوت وکوری
می گذره روزهای عمرت
توی جاده های خلوت
تابخوای برگردی خونه
گم می شی توباغ غربت
واسه مافرقی نداره
هرجاباشیم شب نشینیم
دلخوشیم به اینکه شاید
سحرویه روزببینیم
آخرش یه روزی هجرت
درخونتومی کوبه
تازه اون لحظه می فهمی
همه آسمون غروبه (آهنگی ازآلبوم رگبارسیاوش قمیشی)
پ.ن:خداعشق است وعشق خداست...دستموبگیرخداجون...

جهان می گذرد

 
بازهم قصه ای تلخ وتکراری
تلخ ترازگذشته
بادام تلخ
شایدبه تلخی این شعر
یابه تلخی من
...
زندگی روزبه روزازمن می گذرد
مثل تو
...
بازهم قصه تکراری اینجا
وهزاران بغض
که خاموش می مانند
رویاهافراموش می شوند
وجهان می گذردازلبخندبادبادک من
...
بازهم قصه تکرای من
براین برجای ماندنم لعنت
براندیشه های اندوهناکم...
..........................................................
پ.ن:زندگی شایدخیابان درازی باشد که هرروززنی بازنبیل ازآن می گذرد(فروغ)
پ.ن:آیامی توانیدخدارادریک سطرتعریف کنید؟

...

... 
برای یک لحظه کلماتم هجوم می آورند
کلماتی که آنی فراموشم می شوند
ومن...
دردورترین نقطه
ازچشمهای تو
دورترین زمان
دورترین فکر
جایی که حتی یادت نیست
باخروارهاحرف گفته ونگفته
که این دل رازیرشان دفن می کنم
می مانم...
هیچ کس توراباورنمی کند
گاه خودم رویایت می خوانم
مراببخش
 اگرهنوزهم رویایت رادرسردارم
رویای هرگزمن.
...............................................................
 پ.ن:آسمان شب رامی خواهم
برای دیدن روی ماهت
روزهاست گرفته...
پ.ن: دستمو می گیری خدا...

 

دیروزآرزوها

 تاآن سوی خدا... 

تونیستی ومن بازغرقم دررویا
هنوزهم غروب دوره می کندبی توبودن را
روزهاست به این می اندیشم
شاید...
شایددیدن توبرای اولین بارهم
رویابوده...
می دانی ازمن هیچ چیزبعیدنیست...
هنوزخیال می کنم
راه که می روی له می شودزمین
زیرقدم هایت
هنوزهم دررابازمی کنم
تاازدیروزآرزوها
قدمی بگذاری درامروزم
به قدم های توخیره شده اند
این افکارکودکانه
خسته ام
فکررابرمی دارم
می روم به دورها

........................................................................
پ.ن: دلتنگی هات وبردار
به روی قلبم بذار
تکیه بده به شونم
تواین مسیردشوار
تنهایی خیلی سخته...وقتی چشمام به راهه
وقتی که شب سیاهه...وقتی بدون ماهه
دلتنگی هاموبردار
پیش خودت نگهدار
هروقت که تنهاشدی
منوبه یادت بیار
پ.ن:سلام...ممنون ازهمه اونایی که به من سرزدن...
پ.ن:درپناه حق...