فلسفه تنهایی دیگر...
دیواری بلندترازدیوارماه پیدانکردم
دلم دیگربه قرص ماه هم قرص نیست
که حالاهرشب یواشکی
بالامی رودازپشت برج های بلندشهرمان
دیگردیواری نمانده
تااسمت راروی آن بااسپری رنگ چشمان دریازده ات بنویسم
همه دیوارهاتاخدابالارفته اند
ماهم که دستمان به خدانمی رسد...
.....
...
..
.

پ.ن:اینجابرای ازتونوشتن هواکم است/عالم برای ازتونوشتن مراکم است
حس پرنده ای تازه ازقفس آزادشده رادارم/نمی دانم چرا!!!
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۲/۲۰ ساعت توسط گلاره چگینی
|
