پاییز را مادر در پستو پنهان کرد
(لطفا کمی بی رحم باشید!)
در این شعر
به دنبال من نگرد
در پاییز رفته ام.
حالا
سرمای زمستان
آدم برفی را می گذارد در شعرم
آدم برفی تو را کم دارد
خواب غبار گرفته ات را می تکانی
چروک اویزانش می کنم
روی بند
کمی آفتاب می ریزد
از این به بعد
هوا
آفتابی
و تو
در لابه لای انگشتانم
گرگ می شوی/پروانه می شوی
من می شوی
سایه...
در این شعر به دنبال من ...
بیا!
پ.ن:نگاهت یک رنگ بیشتر نیست
قاب می گیرمش
روی دیوار
گریستن ات
غرقم می کند
در اتاق