ازکاغذهای قدیمی

 
باتوحرفی ندارم بهارهشتادوهشت.مثل همان چندبهارگذشته...
...
..
 
بهارهای اینجاجوری غریب ادامه تنهایی های همه ماآدم هاست.ادامه تمام لبخندهای سردوبی حوصله من.ادامه تمام گریستن های زمین.ادامه فصل باران گرفته مادربزرگ.بهارهای اینجاادامه فصل نیمه کاره چشمان توست...
ادامه نیمه تمام من.
...
..
.
باران به شیشه هازد
من بازهم نشانی این ماه نیمه رافراموش کردم
 
skydaanial.jpg

تیترندارد...حکایت یک عمراست...

 

درین سرای بی کسی کسی به درنمی زند

به دشت پرملال ما پرنده پرنمی زند...

.

.

.

پ.ن:من دارم بهاربهارمی بازم به روزگار.

دلم رابه باددادم