دارم شبیه این کلمات

درون خودم جوانه می زنم

و تا بهار تنها به اندازه دست های تو فاصله هست.

همه چیز از دست های تو شروع شد

وقتی که بالا آمدند

و تمام روز به رد رفته ی پرندگان لبخند زدند.

دارم شبیه

پرنده ای که خلاف جریان باد

پرواز می کند

عاشق ات می شوم.

 

پ.ن۱:پست قبل را بدون هیچ دلیلی حذف کردم ..

پ.ن۲:این روزها گرگ و میش جای امنی برای شعرخوانی است ..

پ.ن۳:هنوز هم مرددیم .. من و تمام کسانی که در من نفس می کشند ..

پ.ن۴:

تمام شد

رویایی که پرنده را

به پرواز عادت داده بود

 

نیستم تا مدتی...