توی آلبوم های قدیمی

همیشه؛ لبخند می زنم   
ب قامت زنی ک
این روزها شده ام.
پشت پنجره ی خانه ت
شبیه بچگی ها ؛ آنقدر دور
گم می شوی در حلقه های خاکستری دود.
چشم هایم را ب پرده دوخته ام
ب مرد آن سوی پنجره
ب تنهایی خودم     این سوی تمام فکر هایی   ک
معلق مانده اند .